درگذشت قیصر امین پور

                       

                  << انالله و انا الیه راجعون >>

(( ق )) حرف آخر عشق است

                                   آنجا که

                                             نام کوچک من آغاز می شود.

                                                       * شادروان قیصر امین پور *

روانشاد قيصر امين پور

جام جم آنلاين: قيصر امين پور، شاعر نامدار معاصر ايران ، بامداد روز سه شنبه ۸ آبان در ۴۸ سالگي در بيمارستان دي تهران درگذشت.


به گزارش خبرنگار ما، ابراهيم زاهدي مطلق، با اعلام اين خبر گفت امين پور بر اثر مشكلات كبد و كليه و بيماري هاي ناشي از تصادف سال ۱۳۷۸ در شمال ايران همواره طي اين سال ها رنج مي برد.
وي افزود: براي درمان بيماري حتي به خارج از كشور اعزام شده بود.
قيصر امين پور متولد دوم ارديبهشت ۱۳۳۸ در گتوند دزفول (خوزستان)، تحصيل را در مكتبخانه آغاز كرد و پس از اتمام تحصيلات ابتدايي در گتوند، راهي دزفول شد.
دوران متوسطه را نيز در اين شهر به پايان رساند و پس از پذيرفته شدن در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۷راهي پايتخت شد.

امين پور يك سال بعد پس از انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشگاه تهران، در شكل گيري حوزه انديشه و هنر اسلامي در حوزه هنرى با افرادى چون زنده ياد سید حسن حسینى، زنده ياد سلمان هراتى، محسن مخملباف، حسام الدین سراج، محمدعلى محمدى، یوسفعلى میر شكاك، حسین خسروجردى و... همكارى داشت.

وي طي سال هاي۱۳۶۰تا ۱۳۷۱ دبير شعر هفته نامه سروش و همچنين سال ها به اتفاق بيوك ملكي و فریدون عموزاده خلیلی ، سردبيری سروش نوجوان را برعهده داشت.
اولين مجموعه شعرهايش "تنفس صبح" و "در كوچه آفتاب" را در سال ۱۳۶۳ منتشر كرد.
وي در همين سال به رشته ادبيات فارسي تغيير رشته داد و توانست دوره كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي خود را از دانشگاه تهران دريافت دارد.
او عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي و برنده جايزه نيما يوشيج (مرغ آمين بلورين) و بود.
قيصر امين پور از سال ۱۳۷۰ تدريس در دانشگاه تهران را آغاز كرد.
مجموعه شعر "آينه هاي ناگهان" در سال ۱۳۷۲، گزينه اشعار (۱۳۷۸) و "گل ها همه آفتابگردانند" (۱۳۸۰) از ديگر آثار اين شاعر نامدار است.
از آخرين فعاليت هاي وي به برگزاري كلاس هاي شعر در خانه شاعران ايران مي توان اشاره كرد.
زنده ياد سیدحسن حسيني به دليل تواضح و تسلط و عمق شناخت قيصر امين پور در ادبيات معاصر ايران، وي را به عنوان وصي و وكيل خود در تصميم گيري درباره آثار خود انتخاب كرد كه زنده ياد امين پور در سال جاري مجموعه اي از اشعار حسيني را تنظيم و منتشر كرد.

 امين پور

                                                

سيد "محمد خاتمي" ، رييس مركز بين‌المللي گفت و گوي تمدنها با صدور پيامي درگذشت "قيصر امين پور" را تسليت گفت .

KHATAMI


"قيصر امين‌پور" شاعر مطرح معاصر ايران شب گذشته در سن ‪ ۴۸‬سالگي بر اثر ايست قلبي در بيمارستان دي تهران درگذشت.

Aminpour

امين پور دوم ارديبهشت ماه سال ‪ ۱۳۳۸‬در دزفول به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پايان برد سپس به تهران آمد و در سال ‪ ۱۳۶۸‬دكتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران اخذ كرد.

مرحوم امين پور در سال ‪ ۱۳۸۲‬نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد.

Amin pour

در پيام تسليت خاتمي به مناسبت درگذشت مرحوم امين پور آمده است:
مرحوم قيصر امين پور گوهر تاباني بود كه خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود، او از وفاداران به انقلاب اسلامي و خواستار سربلندي ايران عزيز بود و اينك در جوار رحمت حق آرميده است، اما ياد و نام او همواره زنده و انگيزاننده به سوي خوبي و معرفت و حقيقت خواهد بود.

gheisar aminpour 

در بخش ديگري از اين پيام تسليت آمده است: "فضيلت و هنر داغدار خاموشي مهر تاباني است كه درآسمان آگاهي و دين داري و ادب و هنر روزگار ما مي درخشيد و جانهاي مومن و زيبايي طلب و خيرخواه و والانگر را روشني مي‌بخشيد.

خاتمي در پيام تسليت خود آورده است: با دلي داغدار اين مصيبت بزرگ را به همه خوبان و نيك انديشان و ملت سرفراز ايران و اصحاب فرهنگ و هنر به ويژه خانواده و بستگان معزز و شكيباي اين بزرگوار تسليت مي‌گويم و از درگاه خداوند منان براي روان پاك او آمرزش و والايي جايگاه طلب مي‌كنم.

doostdarane gheisar aminpour

Gheisar Aminpour

به مناسبت هشتصدمین سال تولد مولانا ( غزلی از مولانا )

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدیده سیر است مرا جان دلیر است مراگفت که دیوانه نه​ای لایق این خانه نه​ایگفت که سرمست نه​ای رو که از این دست نه​ایگفت که تو کشته نه​ای در طرب آغشته نه​ایگفت که تو زیرککی مست خیالی و شکیگفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدیگفت که شیخی و سری پیش رو و راهبریگفت که با بال و پری من پر و بالت ندهمگفت مرا دولت نو راه مرو رنجه مشوگفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکنچشمه خورشید تویی سایه گه بید منمتابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلمصورت جان وقت سحر لاف همی​زد ز بطرشکر کند کاغذ تو از شکر بی​حد توشکر کند خاک دژم از فلک و چرخ به خمشکر کند چرخ فلک از ملک و ملک و ملکشکر کند عارف حق کز همه بردیم سبقزهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدماز توام ای شهره قمر در من و در خود بنگرباش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان

 

دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدمزهره شیر است مرا زهره تابنده شدمرفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدمرفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدمپیش رخ زنده کنش کشته و افکنده شدمگول شدم هول شدم وز همه برکنده شدمجمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدمشیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده شدمدر هوس بال و پرش بی​پر و پرکنده شدمزانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدمگفتم آری نکنم ساکن و باشنده شدمچونک زدی بر سر من پست و گدازنده شدماطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدمبنده و خربنده بدم شاه و خداونده شدمکآمد او در بر من با وی ماننده شدمکز نظر وگردش او نورپذیرنده شدمکز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدمبر زبر هفت طبق اختر رخشنده شدمیوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدمکز اثر خنده تو گلشن خندنده شدمکز رخ آن شاه جهان فرخ و فرخنده شدم