آن که شد زنده ی جاوید کجا می میرد ....
امروز که چنین اندوهناک از دکتر می نویسیم سراسر به او وام داریم . او که تلاش را و کوشش را همه ی عمر سرود ... فرزندان این ملک تا به حال چندان از این طلیعه ی بی دریغ مایه جسته اند که تا آفتاب بر این خاک بتابد و گیاه بروید شاکر و سپاسگزار به احترامش از جای برخیزند ... نه دیروز ، امروز و همه ی فردا ها ، نسل پیش ، نسل من و نسل پس از من دکتر علی محمد حق شناس را یگانه خواهند یافت ... گرچه استاد میهنش را و مردمش را و دوستان و دانشجویانش را تنها گذاشت و رفت اما چراغ او جاودانه روشن است ... چنان زیست که شایسته بزرگترین دوران هاست ... پس خوشا ما که با او زیستیم و از او آموختیم... تاریخ زبانشناسی هیچ گاه علی محمد حق شناس را فراموش نخواهد کرد .......به پاس سالهایی که عمر پر برکت خود را صرف ترجمه ی آثاری نمود تا شاید فرزندان ایران زمین با اندیشه ها و تفکرات و مکاتب زبانشناسی بیگانه نباشند ...علی محمد حق شناس خود فصلی تازه از تاریخ زبانشناسی ایران است که باید سورن ها و رابینزها در امتداد تفکرات سیبویه و فارابی و بوعلی سینا از او یاد کنند ... هزاره ی او هزاره جهد و کوشش بود و آوای ماندگار او پیوسته در ذهن ما طنین انداز ... مرگ ، استادی عزیز ، شریف و برزگوار را از ما ربود ... مرگ سرانجام همه ی ماست اما تفاوت میان مرگ ها بسیار است ...
روانش به وسعت خدمت صادقانه اش شاد
هزار عیب و دو صد نقص در وجود من است